نتایج جستجو برای عبارت :

نجاتم بدهbys

من خودم را برایت ترجمه می كنمتو نیز خودت را برایم دكلمهبار ها و بارهانه من معنای خسته كننده ای می شوم ونه تو حسی تكراریبرایم از روزهای نبودن بگوكه نمی دانیم چگونه گذشتتمام معادلات بر هم خورد و من عاشقت شدمآنگونه كه گویی قرن هاست عاشقت مانده امتو را یافته استتو را خواندهكه دل من گرفت از جداییچه سود، دل های گرفته كم نیستاینجا درد ها زیاد استدردِ پشت و پای من، هیچ نیسترانش زمین روحم، شدید است و غمگینامیدی به نجاتم، راهی به خروجم، نیستدل اثیرم
یا راحم کل مرحومسلام :)+فردا امتحان اصول دارم و هنوز لای کتابمم باز نکردم. اینجور اصلا+دیروز یه عالمه بیرون بودیم. در حدی که بدون شام خوردن از خستگی بیهوش شدم+امسال سه بار رفتم نمایشگاه کتاب!!ی بار خانواده طور، ی بار با بعضی دوستا و سومین بار برای خریدن چیزایی که کتابخونه حوزه نیاز داشت.پای مسئول کتابخونه مون آسیب دیده بنده خدا. امسال نمیتونست بره نمایشگاهیادتونه پارسال با هم رفته بودیم؟ من و مسئول کتابخونمون البته نمیدونم براتون نوشته بو
 

سه وصیت کوتاه پادشاه دانا

 
پادشاه دانایی گفت:


 
تابوتم را پزشکان حمل کنندتا همه بدانند هیچ طبیبی نمیتواند جلو مرگ را بگیرد

 
تمام طلاهایم را در مسیر حرکتم بریزید تا مردم بدانند مال نتوانست نجاتم دهد


 
دست هایم را از تابوت بیرون بگذارید تا بدانند که باید با دست خالی رفت

 
 بیهوده متاز که مقصد خاک است
 

 
واقعا که دنیا مزرعه ای است برای آخرت

 
دنیا گذر گاه است و ما راه گذریم

 
دنیا جای امتحان است زندگی اصلی ما در بهشت است

 
مقص
هوالمحبوب.خواستم سرسری رد شوم از شما ولی اینبار هر چه فکر کردم دیدم نه می شود نه امکانش هست نه من ساکت می شوم نه شما راضی می شوید نه من آرام می شوم نه شما حلال می کنید .! راستش را بگویم دیدم نمی شود که آخر کار وقتی دستهای مرا بخاطر بی تفاوتیهایم می بندن شما با دستانی باز شاید، شاید به نجاتم بیایید دیدم خیلی ناجوانمردی است هم زمان بیداری شما ظلم شد به شما هم زمانی که به خواب رفتید و من چیزی نگویم و ننویسم و نخوانم دیدم حق کشی است اینهمه عاشق و شید
حتی کلمات هم مو نمیزنن. همون حرف ها همون رفتار همون کارها دقیق بدون حتی ذره ای تفاوت . نه دیگه مشخصه گمونم مشکل منم. وگرنه چرا باید کلمه به کلمه ای که از زبون شکست زندگیت که خیال عشق رو لبش و رفتارش بود واژه به واژه از همونی بشنوی که انگار اونم ادعا میکرد. خدایا یه دقیقه بیا پایین بگو بهم چیکار کنم تو که میتونی قضاوت کنی به خاطر حسم و همه اونچه شنیدم کنار رفتم از سر راه حسس که فکر میکردم تمام زندگیمه حالا دلیل همه ی اون انتظار ها . حالا جواب
یه چیزی بگو خب یه حرفی بزن
یه راهی بزار پیش پاهای من
یه کاری کن این فاصله کم بشه
تا دستای ما قسمت هم بشهیه چیزی بگو خب یه حرفی بزن
یه راهی بزار پیش پاهای من
یه کاری کن این فاصله کم بشه
تا دستای ما قسمت هم بشه
نگا کن , نگاهم رو لبهای تو
شده قفل تا که یه چیزی بگی
این چند ثانیه قد چند سال شد
نجاتم بده از این دیوونگی
قبوله ,میدونم که بد بودم
یه وقتایی ناخواسته رنجوندمت
یه روزایی تلخ و یه شبهایی سرد
منه لعنتی از عشق ترسوندمت
تو هرچی بگی من ندارم جوابی
ی
سلام خیلی وقته هیچی نگفتم نه؟
طعنه ها و توهین ها و غم و غصه و .
من که نه آدم خوبیم و نه پیامبرم و نه معصوم
پس خدا از روز اول بابت گناهام داره عذابم میده
به هر حال خدا رو شکر‌.
با همه این مسائل چیزای زیادی دارم که بابتشون از خدا ممنونم
و شمارشونم احتمالا بی اندازه است.
خدایا شکر.
۹۰ درصد مشکلاتمو خودم ساختم گله‌ای به هیچکی نمیشه کرد
امروز وقتی از خواب بیدار شدم به خودم گفتم امروز یه روز جدیده که خدا بهم لطف کرده و هدیه داده مهم نیست قبل از این
گاهی آدم تمام می شود! نه برای کسی. بلکه برای خودش! بزرگترین سرافکندگی، سرافکنده بودن در مقابل خود است! نه دوست و آشنا و پیامبر و امامان و حتی خدا! وقتی در مقابل خودت سرافکنده باشی، برای خودت تمام شده ای. دیگر آرزوهایت، امیدهایت، انگیزه هایت، توانایی هایت، عشقت، مهربانیت، خصلت های خوب یا بدت، برای خودت مفت هم نمی ارزد! با خودت می گویی بروم کتابی بخوانم، بعد می گویی بخوانم که چه؟ که به کجا برسم؟ که چه چیز یاد بگیرم؟ اصلا یاد بگیرم، که چه بشود؟ اص
نامه از طرف مرد جوانی است که از ایالت ویرجینیا که از هم پاشیدگی ازدواج چهارساله اش با ترازا، همکلاسی دوران دانشگاه خود خبر می دهد.
حال که این نامه را مینویسم، پاسی از شب گذشته است و تنها در آپارتمان کوچک و غمزده ام مثل هر شب به یاد تراز هستم. دلم براش تنگ شده است و میخواهم برگردد. اما می دانم که هرگز امکان ندارد.خداوند چیزی ارزشمند و گرانبها را به من ارزانی کرد، اما من قدر آن را ندانستم و آن را از دست دادم. دکتر دی انجلیس، آنچه شکنجه ام می دهد ای
کوهنوردی می خواست به قله ی بلندی صعود کند. پس از سال ها تمرین و آمادگی، سفرش را آغاز کرد.سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمی توانست چیزی ببیند حتی ماه و ستاره ها پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند. کوهنورد همان طور که داشت بالا می رفت، در حالی که چیزی به فتح قله نمانده بود، پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمام تر سقوط کرد.
سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامی خاطرات خوب و بد زندگی اش را به یاد می آورد. داشت فکر می کرد چقد
متن آهنگ سوال از بهنام صفوی
سرمتن آهنگ سوال از بهنام صفوی
سر عشقت خودمو لو دادم راز چشمامو همه فهمیدن عاشقی خونمو ویرون کرده عشق یعنی تورو هر شب دیدن
منو آواره ی دنیا کردی تا بیام دوباره مهمونت شم جاده ی عشق تو راهش بازه تا کجا قراره مدیونت شم
بین این همه غم تکراری شک ندارم که تو دوسم داری من بدون عشق تو گم میشم نکنه که چشم ازم بر داری
♫♫♫♫♫♫
خیلی جاها خودمو گم کردم خیلی وقتا تورو دلخور کردم تو همیشه عاشق من بودی من همش میرم و برمیگردم
تو هم
.
ای بی وفای سنگدل قدرناشناس!از من همین که دست کشیدی تو را سپاسبا من که آسمان تو بودم روا نبودچون ابر هر دقیقه درآیی به یک لباسآیینه ای به دست تو دادم که بنگریخود را در این جهان پر از حیرت و هراسپنداشتی مجسمه سنگ و یخ یکی ست؟کو آفتاب تا بشوی فارغ از قیاسدنیا دو روز بیش نبود و عجب گذشت!روزی به امر کردن و روزی به التماسمگذار ما هم ای دل بی زار و بی قرارچون خلق بی ملاحظه باشیم و بی حواس
.هر دم از دامن ره، نوسفری می‌آمدولی این بار دگرگون خبری می‌آمدیعنی آن قافله سالارِ سرآمد آمدو چنین گفت خداوند: محمد آمد.آن‌که از خندۀ او باغ جنان می‌رویدعالم پیر دگر باره جوان» می‌روید.در تو دیدیم صفاخانۀ آگاهی راآشکارایی اسرار هواللهی راتو اَلَم نَشرَح» یاری که تماشا داریآنچه خوبان همه دارند تو یک‌جا داری»عشق در چشم تو این آینه را تک می‌دیدو در این پرده رَفَعنا لَکَ ذِکرَک» می‌دیدعشق را در صدد نفی مَنات آوردیمردگان را به سرآ
دوستان ، دیروز یه وبتون ( کتاب تصویری ) از بی تی اس منتشر شد به اسم Save Me ( نجاتم بده ) . توی این وبتون قراره که تمام ماجراها و اتفاقات دوران HYYH و هایلایت های لاویورسلف و پرولوگ و یوفوریا و . مشخص بشه و بالاخره بعد از چندسال سری HYYH با همه تلخی ها و قشنگی هاش به پایان برسه و ما تحلیل هاشو بفهمیم . بهتون پیشنهاد میکنم که این وبتون رو بخونید تا ماجراهای I NEED U ، RUN ، Prologue و هایلایت هارو کاملا بفهمید . البته قبل از خوندنش حتما موزیک ویدیوهای بالا ، به همراه
پارسال این موقع ها چه حس و حالی داشتم یه جور حس گیجی و معلق بودن حسای خوبی که یه دقیقه بعدش دلهره جاشو میگرفت که نکنه اشتباهه نکنه دارم اشتباه میکنمنکنه زودگذر باشه من طاقت خوردن یه ضربه ی دیگه رو نداشتماز طرفی هم انقدر ساده و صمیمی بود که حس میکردم سال هاست میشناسمش انگار نه انگار که یه غریبسبه خودم گفتم این همه خوب بودم چی شد؟؟ بذار یه بارم ادم بده بشم بذار فکر کنم دارم راهو اشتباه میرم .یا تهش اونجور که میخوام میشه یا اینکهبال
دانلود آهنگ تیتراژ سریال پریا با صدای احسان خواجه امیری
ترانه : زهرا عاملی آهنگ : علیرضا افکاری

متن آهنگ تیتراژ سریال پریا با صدای احسان خواجه امیری :
با درد عمیق دل من
تو دیدی مردم که چه کردن
تو پیش غرورم نشستی
تو زخمای قلبم رو بستی
تو زخمای قلبم رو بستی
شکل رفتن این روزگار
منو تو گریه تنها نزار
منو از ادما پس بگیر منو دست خودم نسپار
منو دست خودم نسپار
دانلود آهنگ تیتراژ سریال پریا با صدای احسان خواجه امیری
جز تو هیشکی مهربون نبود با هجوم این
من فقط اشتباه کرده امگاهی در اثر یک اشتباه کسی می میرد!گاهی کسی هست و نیستش را از دست می دهد!گاهی کسی آبرویش .و گاهی کسی عُجبش می شکند!.مهم نیست اشتباهم را در بوق و کرنا کنند!اشتباه پیامبر خدا آدم (ع) در قرآن کریم هم آمده است!شاید لازم استاشتباه من به گوش همه برسد تا مایه عبرت شود!و همه آن هایی که خود را پاک می پندارنداعتماد به خودشان را همواره تحلیل کنندمبادا از روی خطا باشد!.آبروی این دنیا چه ارزشی دارد؟!گر چه از در و دیوار خانه و . خج
آهنگ جدید علیرضا طلیسچی بنام دقیقه هام با بالا ترین کیفیت
دورو بر تو یه عده اضافه کارن
که هر کدومشون یه روزی تنهات میزارن
شاید یه روز بیاد بی افتی یاد حرف من
میشد نزاری چشمام عین بارون ببارن
ولی حیف, حیف کارات ادامه دارن
خستم از این که از تو واسه من همش بگن
چجوری دل می بری وقتی من بی قرارتم
تو خیلی وقته نیستی و باز کنارتم
تو خیلی وقته نیستی و باز کنارتم
نرو
من نمی دونم با این همه خوبی چرا بدی
تو راجب حدا شدن حرف نمی زدی
تو راجب حدا شدن حرف نمی زدی
ارزش‌هایی که اساس یک زندگی خوب را می‌سازند و تعجب نکنید اگر پول ، جزو آنها نیست !
به گزارش آلامتو به نقل از success؛ نمایش اصلی زندگی در حقوق ماهیانه نیست، در مرسدس بنز هم نیست. نمایش اصلی زندگی در میلیون‌ها دلار یا حساب بانکی و خانه نیست. نمایش اصلی زندگی در خوب زندگی کردن است.
باید مدام این سوال را بپرسیم: برای من ، زندگی خوب چیست؟” و باید به دنبال لیست خواسته‌های‌مان باشیم؛ لیستی که شامل مواردی چون معنویت ، اقتصاد ، سلامتی ، روابط و تفریح
بسم الله الرحمن الرحیم
امام باقر علیه السّلام میrlm;فرماید: پیامبر اكرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود كه: روح الامین به من خبر داد كه آن خدایی كه جز او خدایی نیست هنگامی كه خلایق را در رستخیز نگاه دارد و نخستین و واپسین ایشان را گرد هم آورد در آن هنگام است كه جهنم را با هزار مهار بیاورند و هر مهاری صد هزار فرشته خشن گرفته است و آن را بانگ و ناله و فریادی است، و نالهrlm;ای زند كه اگر خدای متعال عذاب آن را تا پایان حساب عقب نینداخته بود همه را از
عاشقی دردسری بود نمی دانستیم
حاصلش خون جگری بود نمی دانستیم
پر گرفتیم ولی باز به دام افتادیم
شرط بی بال و پری بود نمی دانستیم
آسمان از تو خبر داشت ولی ما از تو
سهممان بی خبری بود نمی دانستیم
آب و جاروی در خانه ی ما شاهد بود
از تو بر ما گذری بود نمی دانستیم
این همه چشم به راهی نگرانم کرده
عاشقی دردسری بود نمی دانستیم
.
تا ظهورت چقدَر فاصله داریم آقا
آه از جمعه ی بی تو گله داریم آقا
رفته بودی که بیایی چقدَر طول کشید
عرض کردیم نبودی و سحر طول کشید
یا
مهدی صاحب زمان عج به یاد تو که می افتمدلم از خودم می گیرد
کهفرسنگ ها از خانه ات
فاصله گرفته اماینک با روحی خسته و
افسرده از دست خویش گنهکار دلم را روانه تو کرده امتا باز در حقم مهربونی
کنی و برایم دعا کنی تا به قرب الهی برسدی جاندلم را به تو سپرده ام
تا از تاریکی های زندان گناه نجاتم دهی و سرای دلم را روشن نماییاین بنده گنهکار خدا
محتاج هدایت توستفقط توای ستاره امید شب تار
زندگی من ! فاطمه پیمان















 
یک خاطره کوتاه از این تصویرساعت پیش از اینکه به برنامه تلویزیونی با این عزیزان داشتم شهر بودم و رفتم به وزارت مخابرات تا پُست بکس خود را ببینم اما مرا محافظ درب وردی مانع رفتن به داخل وزارت شد گفت تا چند دقیقه ی دیگر وقت غذای کارمندان میشود شما بروید بعد از چاشت یا فردا وقت تر بیایید.منم به حرفش احترام گذاشتم هرچند در طول سالهای گذشته با چنین برخوردی روبرو نشده بودمحتا اگر وقت نان هم میبود برای من مانعی نبود.هنوز فاصله ی بیشتر از 300 متر را نه
متن شعرمدح حضرت زهرا(س):سروده جهان میهن
بیت حق را تو حیائی - فاطمه(س)
تو عزیز مرتضائی - فاطمه(س)
گرچه بی ارزش و بی قیمتم
می دهی برمن بهائی -فاطمه(س)
دست من خالی به امید کرم
آمدم بهر گدائی - فاطمه(س)
مرهمی برجان عشاق علی (ع)
جان عالم راصفائی فاطمه(س)
چه بگویم من زاوصاف شما
تو که ناموس خدائی -فاطمه(س)
گرچه داری خانه برروی زمین
مادر ارض وسمائی -فاطمه(س)
روز مکه همه در اضطراب
شیعیان را رهنمائی -فاطمه(س)
گرچه خواندی جار ثم دار را
خسته ای از بی وفائی-فاطم
بعد سال هااومدم پست بذارم.وب 7 متر خاک خورداز اونجایی که من زیاد داستان های طولانی نمیتونم بنویسم،داستانای کوتاه مینویسم.حالا بخونید و بخندیدنکته:حتمااااااا شخصیت ها رو انسانی تصور کنید.حتمااااا.شب بود و رباتا داشتن پانتومیم بازی میکردن.چیکا تو آشپزخونه داشت پیتزا درست میکرد و فاکسی دو ساعت بود نشسته بود دستشویی.نوبت به فردی رسید.فردی رو زمین دراز کشید دست و پاش رو تو هوا ت داد و از خودش صدا های عجیب غریب در آورد.پاپت زمان گرفت-5 دق
با کلمات تانگو می رقصم تا تو را شعر کنم.
نام شعر:تو برمی گردی
در این زمستان برمی گردی
دل من روشن است
تو برمی گردی که امشب باد از حال موهایت برایم می گوید
که دانه سرود جوانه شدن را می خواند
که دریا به سمت سلول تنهایی من آمده تا ورود تو را ببیند
دل من روشن است
تو برمی گردی
تو بر می گردی که ریشه های عاطفی تنم در زمستان اولین نبودنت بیدار شده
تو بر می گردی می دانم
سال هاست که مثل هوا در کنار توعم
بی آنکه بدانی مرا نفس می کشی
تو برمی گردی که شکوفه های ی
به حول و قوه الهی سعی داریم در آینده، مطالب ارزنده و مفیدی در قران و نهج البلاغه و دیگر کتب دینی را برای شما دوست عزیز تفسیر کنم تا چشمه سار مفاهیم و معارف قرآنی در زندگیمانجریان گسترده تری داشته باشد. اولین آیه ای که تفسیر می شود آیه 63 و 64 سوره مبارکه انعام به معنی چهارپایان می باشد که امیدوارم بسیار مفید واقع شود (یادآور می شوم ترجمه و تفسیر آیات و احادیث از حقیر می باشد):
قُلْ مَن یُنَجِّیكُم مِّن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَه
خب خب خب 

قسمت بعد 15we were both young when I first saw youوقتی اولین بار دیدمت خیلی جوان بودیمI close my eyesAnd the flashback startsچشامو می بندم و به یاد اون روزا می افتمI'm standing thereOn a balcony in summer airمن اونجا رو بالکن وایستادم در حالی که باد تابستونی میوزهSee the lightsنورها رو می بینمSee the party the ball gownsSee you make your way through the crowdمیبینمت که داری به طرف جمعیت میریAnd say helloو بهشون سلام می کنیLittle did i knowکمی فهمیدم کهThat you were Romeo you were throwing pebblesکه تو مثل رومئو بودی و سنگ پرت می کردیAnd my daddy said stay away fro
های گایز بعدی 5


we were both young when I first saw youوقتی اولین بار دیدمت خیلی جوان بودیمI close my eyesAnd the flashback startsچشامو می بندم و به یاد اون روزا می افتمI'm standing thereOn a balcony in summer airمن اونجا رو بالکن وایستادم در حالی که باد تابستونی میوزهSee the lightsنورها رو می بینمSee the party the ball gownsSee you make your way through the crowdمیبینمت که داری به طرف جمعیت میریAnd say helloو بهشون سلام می کنیLittle did i knowکمی فهمیدم کهThat you were Romeo you were throwing pebblesکه تو مثل رومئو بودی و سنگ پرت می کردیAnd my daddy said stay away from Juli
سلام با پارت جدید اومدم خدمتتونبعدی 10we were both young when I first saw youوقتی اولین بار دیدمت خیلی جوان بودیمI close my eyesAnd the flashback startsچشامو می بندم و به یاد اون روزا می افتمI'm standing thereOn a balcony in summer airمن اونجا رو بالکن وایستادم در حالی که باد تابستونی میوزهSee the lightsنورها رو می بینمSee the party the ball gownsSee you make your way through the crowdمیبینمت که داری به طرف جمعیت میریAnd say helloو بهشون سلام می کنیLittle did i knowکمی فهمیدم کهThat you were Romeo you were throwing pebblesکه تو مثل رومئو بودی و سنگ پرت می کردیAnd
خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

پیمان حاضر realwitches dolsulisi نسیم حیات pazhoheshsara-d digingmaillot مطالب اینترنتی yakhchal8888 Robert's notes مطالب اینترنتی