نتایج جستجو برای عبارت :

Www.tanin_sport.mihan

یک کاروان تا آسمان آرام می رفت
دل خسته و دامن کشان آرام می رفت
رو سوی کوی دلبران آرام می رفت
بشکسته بال و نیمه جان ترام می رفت
آرام می رفت و ز جانش آه می ریخت
با هر قدم صد ناله ی جانکاه می ریخت
این کاروان از غربت و غم ها خبر داشت
همچون پرستو خون به روی بال و پر داشت
زخمی عمیق از داغ هایی بر جگر داشت
می رفت و سوی خاطرات خود نظر داشت
از خاطرات جانگدازش یاد می کرد
می سوخت چون شمع و ز جان فریاد می کرد
وقت مرور خاطراتی بی شمار است
دل ها خزان و دیده ها ابر
راه را باز نمایید محرم آمد
دم بگیرید که هنگامه ماتم آمد
دست بر سینه نهاده همه تعظیم کنید
مادری دست به پهلو، کمری خم آمد
نوکرا، ان، گریه کنان، مویه کنید
سر ز جنان حضرت خاتم آمد
امشبی را که شب درد دل با یار است
سفره دل بگشائید که محرم آمد
پیرهن مشکی ما حوله احرام عزاست
در حسینیه ارباب خدا هم آمد
چشم ما گریه کنان وصل به چشم زهراست
زین سبب سلسله اشک منظم آمد
بر سیاهی عزا دیده ما روشن شد
بزم دلدارگی یار فراهم آمد
روز م که همه خلق خدا
مجموعه در جستجوی دلتورا »نام: کتاب اول - جنگلهای سکوتنویسنده و زبان اصلی: جنیفر روو (امیلی رودا) - انگلیسیموضوع: داستانی - هیجان انگیز - تخیلیمنبع تایپ نسخه فارسی: دوران اژدها (آدرس الکترونیک در فایل pdf موجود است)خلاصه و توضیحات اختصاصی PTDL-COLLECTION + دانلود در ادامه مطلب
عرفه آمده از یار خبر نیست چرا؟
چقدر ناله زنم آه ، کجایی آقا
رمضان که نشد و این عرفه هم نشد و
پس قرارا من و تو کی و کجا ای جانا
منتظرهات همه منتظر ماه حسین
انتظاری که گره خوده به این عاشورا
حاجیان در عرفات اند ولی من اینجا
بین این روضه ام و در حرم کرببلا
عرفه آمده یعنی که مهیا باشید
تا که همراه شوید با غم و اشک زهرا
ها چقدر فرصتمان محدود است
پرچم و پیرهن آماده کنید بهر عزا
دوش دیدم که کسی در عرفاتم می گفت
هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله
هرکه
- آقا اینجا کارت میخواد؟- جان؟- کارت پارک میخواد؟- بله؟؟- پارک کارت؟- جان؟؟- پارکومتر؟- چی میگی آقا؟[ با درماندگی تابلو را نشان می دهد]- ازاینا که اینجا نوشته نمیخواد؟- آهان اونُ میگی ؟ نه باو پول می کشم برات!- آهان دم شما گرم!- باید ساعت حساب کنیم خودمون؟- بله!- شما مگه قبض نمی نویسین؟- چرا!- پس زمانُ می نویسین دیگه!- نه!- پس چیکار می کنین شما؟- من پول می گیرم!- خیلی هم عالی!- چاکرم!همین امروز! جنب پارک نیاوران!
آخرین معجزه عشق است که عاشق نشویاین طبیعی است که در خاک به قایق نشویسنگ زیباتر از آیینه مرا می‌شکندشیشه عمر مرا آینه دق نشویعاشقم، گرچه دل از عشق به خون آمده استهرگز از مهر و وفا رنگ شقایق نشویبه دروغی خوشم و راست مپندار مراحرفی از دوست بزن، اینکه تو صادق نشویمن همین کژدل و کژکار و کژاندیش کسمیا پذیرا کژی‌ام یا که تو خالق نشویهی به تربیت دستان تو دل خوش کردمکاش می‌گفتی از آغاز که باسق نشویپرِ تردیدم و از دیده تر پر زده‌ایمنِ بشکسته! محال ا
نمی دانم چه میخ واهم خدایابه دنبال چه می گردم شب وروزچه می جوید نگاه خسته ی منچرا افسرده است این قلب پر سوزز جمع آشنایان می گریزمبه کنجی می خزم آرام وخاموشنگاهم غوطه ور در تیرگی هابه بیمار دل خود می دهم گوشگریزانم از این مردم که با منبه ظهار همدم ویک رنگ هستندولی در باطن از فرط حقارتبه دامانم دو سطر پیرایه بستنداز این مردم که تا شعرم شنیدند به رویم چو گلی خوشبو شکفتندولی آن دم که در خلوت نشستندمرا دیوانه ای بد نام گفتنددل من ای دل دیوانه ی
بوی گل یاس بهار را زنده می کندبهار می آید با شبنمو زمزمه قاصدکی آمیختهبه عطر یاسو صبح با سرود نگاه چلچله هاآغاز می شود.شعر منشعر سپید مناگر که راویتمام لحظه لحظه ی تو نیستپژواک آشکاراجویباری سرخوشاز قدم های بهار است.تمام سبزی اتخلاصه ی روایت چلچله هاستمی دانم . . .
پیک اول را که در پیمانه ریخت.آبرومان در ره میخانه ریخت.پیک دوم را به عشق او زدیم.باده سرشد، ما همه هو هو زدیم.پیک سوم را زدیم و سوختیم.تار دل پود مستی دوختیم.پیک چهارم پیک اهل راز بود.ساقی با میخوارگان دمساز بود.پیک پنجم پرده را از هم درید.مژده کشف و شهود دل رسید.پیک ششم همرهی با دار بود.شوق وصل و وعده دیدار بود.پیک هفتم ما همه ساقی شدیم.ساقی و جام و می و باقی شدیم.هفت پیک عشق مستم کرده است.ساقی امشب می پرستم کرده است.
داد :/جیغ :/فریاد :/مدرسه ها شروع شد :/بازم امتحانو،درسو،پاشدن در ۶ صبح :/ماام که دبیرستانی شدیم :/تا ساعت ۲ باید مدرسه باشیم :/ااااااااااااااااااااااااااا :/اینگونه میشود که دیگه وب بی وب :/اگرم بخوام پست بزارم هفته ایی نیم بار!!@_@کوهی از مشق روی سرمان خواهد ریخت@_@اهه اهه اهه اهه اهههههههههههههههههههه(حضار)@_@دیگه نمیتونم کد بسازم>_< @_@اینگونه میشود که سفارشات بی سفارش@_@خب دیگه حالا زیاد بد نیست:-)دوستای قدیم:-)دوستای جدید:-)حالا ده درصد دلمون بر
این روزها احوال دلت چگونه است؟میتواند هفت رنگین کمانش را نقاشی کند؟یا عشق دلش را به رخ مهتاب شب بکشد؟این روز ها حال دلت چگونه است جانم؟سیاره دلت با زمین میچرخد؟میشنوم همگام با موسیقی دلت نجوا میکند!آه از این بهانه جویی های قشنگشآنقدر خوب بلد است مظلوم نمایی کند که عقل را از کار می اندازد :)
هر گاه به تو می اندیشمچه گوشنوازانه می شنومآیات تو راوعده تو حق استسال ها می گذشتو هر سال نهال باورمبلند ترو تحمل طوفان هاکنون که قامت باورمپابرجاستسهل ترهر چه درخت ایمان من ریشه دارترخشم طبیعت بیشتر از پیشو باز زمزمه ها تو با منبا هر سختی گشایشی استو قطعا با هر سختی گشایشی است.1395/12/26
دارمت یا ندارمت؟! سخت استبا دلی تکه پاره گریه کنم یا بمان یا برو. نمیخواهمبعد ازین نیمه کاره گریه کنم نگرانم برای بال و پرت
زخم های تنم فدای سرت تو برو با خیال راحت تا
با تنی پاره پاره گریه کنم "مرگ مارا جدا نخواهد کرد" نکند مرده ای. زبانم لال زنده شو من دلم نمیخواهد روی این سنگواره گریه کنم دوستم داری و نمی مانی
دوستت دارم و نمیخواهی بروم یا بمانمت؟! نگذاربین این استخاره گریه کنم با کسی که نمانده خوش بختم آن کسی را که رفته می خواهم
چند قرن از
 مدح امام علی علیه السلام به مناسبت میلاد شموقع خلقت عشاق ز احسان علیوَرز میخورد گل شیعه بدستان علیعرش اگر در حرمش نیست چرا‌ پس شبهامی نشینند ملائک به شبستان علی؟!فارسی بودن او خوب، ولی حُسن‌ این استکه ‌بگویند به سلمان همه سلمان علیسجده ی نیمه شبش تا به سحر طول کشیدباز هم گشته علی دست به دامان علیتا ابد هر چه کریم‌ است به قربان حسنتا ابد هر چه خلیفه ست به قربان علیپدرم خانه اش اینجاست به من حق بدهیدخانه ای نیست برایم به جز ایوان علیچه هر
چقدر این شب تاریک سایه کم داردبه قد عرش خدا این سیاهه غم داردنه هست دلبری امشب که نور خانه شودنه هست خانه‌ای امشب که دلبرم داردچو موج وحشی دریای حضرت نوح استو تا ابد سر دیوانگی یم داردبجوش ای همه غوغا که در نهان منیوجود ما هوس صد تکان بم دارداگر به جام من و جان جام می ریزندصدای ناله تاریخ جام جم داردتو بوده‌ای که پس از تو صفی پر از صفر استسیاهه‌لشکرکی کز محیط نم داردکدام راه بپویم خدای راننده؟نبینم آخر این جاده‌ها که خم داردمرا به سجده فرو
خەیاڵی فڕین هەردەم لە سەرم دا
فڕین بەرەو ئاسوی بوری تەماوی،
بەرەو ڕێگایەکی ون.

باڵ دەگرم.
بەناو زەریای ئاسمان
به سەر خۆڵەمێشی ئارزوکان
باڵ دەگرم.
تیکەڵ بە هەناسەی شینی باران
دوراودوری تارای سپی چیاکان
باڵ دەگرم.
دەست لە ناو دەستی تەزیووی سەرما
ئامەز بە ئامەزی تینووی ڕەشەبا
باڵ دەگرم.
بێخەبەر و گێژ لە شەڕی خەنجەرەکان
بێدەنگ و مات لە برینی قووڵی لەش ساردەکان
دەرومو باڵ دەدەم.
لەناو دەستەکم پەتەکی سوور
لە ناو دەستەکم چڵه نێرگزکی سی
آمدم از سفر ،مدینه سلام
خسته و خون جگر مدینه سلام
با شکوه و جلال رفتم من
دیده ای با چه حال رفتم من
وقت رفتن غرورِ من دیدی
آن شکوهِ عبورِ من دیدی
محملم پرده داشت یادت هست؟
جای دستی نداشت یادت هست
ثروت عالمین بود مرا
دلبری چون حسین بود مرا
دستِ عباس پرده دارم بود
علی اکبرم کنارم بود
هر زنی یک نفر مُلازم داشت
نجمه مه پاره ای چو قاسم داشت
کاروان آیه های کوثر داشت
روی دامان رباب اصغر داشت
حال بنگر غریب و سرگشته
کاروان را چنین که برگشته
با غمِ عالمین
قسمت جالبی از متن کتاب "تسخیر شدگان"  نوشته  ''داستایوفسكى'' هر "پرهیزکاری" گذشته ای دارد وهر "گناه کاری" آینده ای! پس قضاوت نکن.میدانم اگر:قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم،دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد.تا به من ثابت کند.در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگریم.محتاط باشیم، در "سرزنش "و"قضاوت کردن" دیگران وقتی؛نه از " دیروز او" خبر داریم، نه از "فردای خودمان"
شکر خدا که نوکـر اولاد حیدرم
از خادمان خانه یِ موسی ابن جعفرم
بی هیچ منّـتی به گدا نان رسانده ای
مسکین بمانم از همه با آبرو تَـرم
دار و ندار من به فدای شما که هست
دارایی ام نگاه شما سایه یِ سرم
میلادی و عزای شما یک بهانه است
تا پر بگیرد این دل سرگشته تا حرم
یا أیهاالعـزیز فـدای شما شوم
یا أیها الکریم کرم کن که نوکرم
امشب به سوی کوی تو پرواز می کنم
در کاظمین لب به سخن باز می کنم
امشب دلم به سوی حریم تو عازم است
مِهر تو مستحبِّ مؤکـّد . نه. لازم اس
ﺍﻧﮕﺸﺘﻬﺎﯼ ﺩﺳﺘﻤﺎﻥ .
ﯾﮑﯽ ﮐﻮﭼﮏ ،
ﯾﮑﯽ ﺑﺰﺭﮒ ،
ﯾﮑﯽ ﺑﻠﻨﺪ ،
ﯾﮑﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ ،
ﯾﮑﯽ ﻗﻮﯼ ،
ﯾﮑﯽ ﺿﻌﯿﻒ .
ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ .
ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻟﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ .
ﻭ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺗﻌﻈﯿﻢ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ .
ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ .
#ﮔﺎﻩ # ﻣﺎ # ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ،
ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ ، ﻟﻬﺶ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ .
ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﭘﺎﯾﯿﻨﺘﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ ، ﺍ
 مولودی برای میلاد امام علی  علیه السلامجانم علی جانم علی، ای جان جانانم علی جانم علی روحم علی، سرّم علی کویم علی این دل به قربان علی، ای لا فتی الاّ علی نورم علی، سورم علی، شمع شب تارم علی فکرم علی، ذکرم علی، دارم به لب نامش جَلی عشقم علی، شورم علی، مهرم علی، جودم علی لفظم علی، حرفم علی، نور دوچشمانم علی ای ماه تابانم علی، ای عشق سوزانم علی ای شمع بستانم علی، ای نور چشمانم علی ای مه تو در نزد علی، نتوانی از خود دم
لمسِ تن تو
شهوت است و گناه
حتی اگر خدا عقدمان را ببندد….
داغیِ لبت ، جهنم من است
حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند
هم آغوشی با تو ، هم خوابگیِ چرک آلودی ست
حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد…
فرزندمان، حرام نطفه ترین کودک زمین است
حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس
خاتون من!
حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم ،
یک بوسه
ـ یک نگاه حتی ـ حرامم باد !
اگر تو عاشق من نباشی
احــــمد شـــامــلو
با نام اوامروز به صورت اتفاقی از شبکه ی تماشا، سریال مردان آنجلس رو می دیدم.یه دیالوگ خیــــــــلی قشنگی بین یک زن و مرد برقرار شد.دلم خواست به عنوان یک #عاشقانه_مذهبی بنویسم .زن : میخواهم با تو باشم .مرد : همه ی ما با خداییم، با او که باشی، با منی !ادامه مطلب .
رز چت پیشرفته :امنیت ما 4 برابر شد یکی از بهترین ربات چت ناشناس بدون هیچ دسرسیدسترسی ربات ما توسط ربات اسکنر ایران سکریتی :*دسرسی به اینترنت دارد*دسرسی به چت هنگام مکالمه دارد-دسرسی به ایدی ندارد-دسرسی به شماره ندارد-دسرسی به اطلاعات ندارد-دسرسی به سیمکارت ندارد-دسرسی به فایل های شخصی ندارد-دسرسی به مخاطبین ندارد-دسرسی به حجم اطلاعات و یا بسته ندارد- هیچگونه دسرسی دیگر مشاهده نشد !جهت ورود به رز چت پیشرفته اینجا کلیک کنید
به شب سلام که بی تو رفیق راه من استسیاه چادرش امشب ، پناهگاه من استبه شب که آینه ی غربت مکدر منبه شب که نیمه ی تنهایی سیاه من استهمین نه من در شب را به یاوری زده امکه وقت حادثه شب نیز در پناه من استنه بیم سنگ فنایش به دل نه تیر بلاپرنده ای که قُرق را شکسته آه من استرسید هر کس و برقی به خرمنم زد و رفتهر آنچه مانده ز خاکسترم گواه من استدر این کشاکش توفانی بهار و خزانگلی که می شکند ، عشق بی گناه من استچرا نمی دری این پرده را ؟ شب ! ای شب من !که در محاق ت
ای خار و خس بحر ثنای تو سخن ها
گنجینه گوهر ز مدیح تو دهن ها


یک بار بر این نه چمن سبز گذشتی
سر در پی بوی تو نهادند چمن ها


ما و سر آن زلف و پریشانی غربت
گرد سر این شام بود صبح وطن ها


از نقطه توان راه به مضمون سخن برد
غول ره ما گشت درازی سخن ها


تا شبنم افتاده بر افلاک برآید
خورشید جهانتاب فروهشته رسن ها


معموره عشق است که غربت زدگانش
دانش آموزان عزیز پس از پاسخ دادن به سوالات نظرات خود را بیان کنید.1- از 25 تفر دانش آموزان کلاس پنجم ، 8 نفر غایب هستند یعنی چند نفرغایب هستند؟2-علی 2800 تومان پول داشت که یک چهارم آن را برای خرید دفتر خرج کرد.چند تومان برای او باقی مانده است؟3-یک زاویه ی 70 درجه و یک زاویه 86درجه رسم کنید و سپس نیمساز زاویه ها را رسم کنید.4-آیا با زاویه های 60،70،40درجه می توان یک مثلث رسم کرد ؟چرا؟5- وزن یک گردنبند شش  و صد و بیست و یک هزارم گرم است :الف:این عدد را به ص
شما با این چیت به راحتی میتوانید به بازی بپردازید و و خیلی راحت و درکمترین زمان به نتیجه دلخواه خودتون برسید امکانات چیت :-wall hack-fly hack-light hack-aim bot-pro aim-no fall damage-speed hack-jump hackو . ما هیچ مسولیتی در برابر بن شدن شما از سرور قبول نمیکنیم و بر عهده خودتان است .در صورت بن شدن از آموزش هایی که در سایت قرار گرفته است استفاده کنید .
با نام او این یه قانون نوشته شده هست کهموجودات و اشیاء عالم برای انسان می تونن بعنوان معلم باشندمنتهی باید به دقت بهشون نگه کردبعضی وقتا واضح و روشن هست و بعضی اوقاتنیاز به فکر بیشتری دارهاز اول کار که اون "کلاغ" معلم قابیل شده و همین الان هم اگر به خوبی نگاه کنیبی نهایت چیز برای یاد گرفتن هست ادامه ی مطلب.
بنده را کرده دچار سوء ظنروز مادر زن و مادر روز زنمادر و مادر زن وهمسر کجاقدر شان یکسان به پیش اهل فنمادری که بنده را کرده بزرگمادری که داده ام شیر و لبنمادری که پروراندم روز و شببا تمام هستی و با جان و تنمادری که جسم خود فرسوده استتا کند اینک چنینم تهمتنیا زنی که روز و شب شازمن بیچاره هی فک و دهنمیکند سرویس و آخر هم یقیندفن بنماید مرا او بی کفنیا زنی که جیب پر می خواهد ودوست می دارد مرا بهر تومنیا همیشه یار شادی ها بوددر کنارم نیست هنگام
خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

greenunlode nikanmhs77 نمای سنگ darya-yari.avablog.ir سازندگان ایرانی عشق یعنی با خدا تنها شدن jelooloommst raffveromen آسمان کویر daryagrafik